عکس: نقش جهان - 3/2/95

 

مبگه که: 

" چرا چشمای من خیسه ..چرا عکساتو می بوسم .. 

مثه باغی که خشکیده ...دارم از ریشه می‌پوسم.... 

مثه دیوونه‌ها گیجم... همش بیهوده می‌خندم...  

دو تا عاشق که می‌بینم... سریع چشمامو می‌بندم... "

 

راستش در مورد این عکس و حس و حال ان ها زیاد نمی خواهم حرفی بزنم . فقط می دونی؟ هیچی .. فقط گفتم خوش به حالشان چون داشتن کیف دنیا را می کردند در جایی که .. باز هم هیچی . حس و حال عجیبی بود آن لحظه .  

همانطور که قبلا گفتم دو بار نقش جهان رفتم و آخرین جایی بود که رفتیم .. چمعه ظهرش .. و بعد هم برگشت به سمت تهران ..