فیلم Rear Window رو دیدم که میشه پنجره عقبی به فارسی ساخته ی استاد بزرگ آلفرد هیچکاک.محصول سال 1954 . فیلمی که اکثر بازیگراش مُردن این روزا اما اونقدر تو فیلم زندگی جریان داشت که لذت بردم.چقدر این فیلم خود سینما بود.خود هنر.فیلمبرداری .کارگردانی.محشر بود مخصوصا اینکه میدونستی برای چه سالیه این ارزش چند برابر میشد.
چه ایده ی خلاقانه ای.مرد عکاسی که به خاطر پای شکستش مجبوره چند هفته ای تو خونه ش بمونه و از روی تفریح و بیکاری کارش این بوده که که از پنجره ی خونش خونه ی همسایه هاش و دید بزنه. و داستان از این جا شروع میشه که تو یکی از خونه هایی که داشته دید میزده مشکوک میشه به یه مرد که زنش و به نظر میاد کشته...
دو ساعت فیلم. با سه چهار بازیگر اصلی و دوربینی که از اتاق بیرون نمیاد تو کل این دو ساعت انقدر سرگرم کننده و معمایی و پُر از تعلیق و دلهره آور جلو می ره که باورت نمیشه.واقعا چسبید.تصمیم دارم به مرور فیلم هاب هیچکاک و ببینم.فیلمی که تو ذهنمه فیلم روانیشه ....