
سریال جیرانم به پایان رسید.برگی از تاریخ شگفت انگیز این سرزمین عجیب غریب و با تمام بالا و پاییناش و فراز و فروداش دیدیم و عشق کردیم و تهشم با مرگ شاه شهید کنار دلبرکش غصه خوردیم.کلی با سیاوش خان، شخصیتِ تخیلی پسر اقای کارگردان و همسر دودور فوتکش حرص خوردیم و کلی با خواجه هایی که بیشترین نفوذ و تو حکومت داشتن عشق کردیم.قلبمون پاره شد از کودک کشی هایی که به اسم دوام حکومت رقم می خورد و کلی با عاشقانه های شاه و محبوبش قلبمون پروانه ای شد.محبوبی که با قدرت عشقِ معشوقش شد تاثیر کذار ترین شخصیت برای حفظ حکومتی که نقص و عیب کم نداشت.از شاه شهید هنرمند و شاعرش گرفته تا مهد علیای قدر قدرت هوس ران و هزار تا خدم و خشم پر ریگ و نانجیب.
دلتنگ روزای جیران دیدنمون میشم دلبرک.اسب سریال جدیده رو زین کن که قراره مثل خلاصه ی جیران بدهیم جارچی ها دو باره جار بزنن که:
" زنهار که طراز و طریقت گم شده و مجاز و حقیقت به هم آمیخته. سهم رعیت کابوس است و سهم سلطان تخت طاووس. کجاست تدبیر کریمخان که تاج شاهی پس بگیرد از ما ندانم کارها؟ کجاست شمشیر نادر که انتقام بکشد از ما خراب کارها؟ مملکت آشفته است و امیرکبیر در گور خفته است...
هر نامی آبستن ننگ است و هر صلحی آبستن جنگ. آدمیزاد قبله عالم هم که باشد پناه میخواهد. قلعهای میخواهد که جان پناهش باشد. برای اولاد آدم هیچ قلعه ای محکم تر از عشق نیست. بدهید همهجا جار بزنند که : ایهالناس! دیروز در حوالی تجریش پادشاه شما عاشق شد."