خستگی سطح دارد.عمیق. می‌شود پهنش کرد مثل یک روتختی گرم بدرنگ که به تخت نمی‌آید. مثل برفی چرک‌ شده ی سیاه نشسته در ظهر فردای روز بد زمستانی.
‏خستگی خیس است.مثل چرک روی کاشی آشپزخانه.که مشمئز می‌کند. مثل شرجی آزاردهنده ظهر غمگین تابستان.که تی‌شرت را به تنت چسبانده.
‏خستگی ...