خب بیا واست سفرنامه بنویسم. عرضم به جضورت که هنوز که هنوزه خسته ی راهم بعد بیس جار ساعت . مشهد که رفتم با قطار انقد خسته نشدم که با شخصی خسته شدم . بزرگ شم قطعا دیویس شیش نمی خرم . کوچَکه . اذیت میشم . شاسی بلند می خرم . از بالا به بقیه نگاه می کنم جای خودمم توش گشاده . تهران تا همدان . خیلی کمتر از تهران تا اصفهان بود . حدود 4 5 ساعت راه . جاده ی صافکی و کفی و البته سر سبز تر از جاده ی تهران تا اصفهان ! .. مسیرش هم میشه بعد از ساوه . تو همین مسیرش یه دشت پُر از شقایق دیدیم.برا اولین بار بود شقایق می دیدم . کُلش نارنجی بود . خیلی خوشگل بود . اما خیلی زود می میرن . تا کندمش بعد این عکس مُرد . برا همین شقایق نَکنین . بزارین بمونن همونجا . تازه عکس هم با شقایق ها گرفتم .