" چایی و هوبیش و گرفت و بعد بدونِ اینکه من و نگاه کنه گفت:

+ علی من تو رو نداشتم چیکار می کردم؟! ... می دونی دورت بگردم .. خیلی دلم می خواد بدونم همه ی این سالایی که من و نداری چیکار می کنی .. همین . "

( کلیک )

شب بحیر