عجب بارونی میاد . شوش می کشه . با کلی نقشه بدون اینکه کلاه کاپشن و سرمون کنیم دور از جشم حاج خانوم زدیم تو خیابون . خلوت . بارونی . همه با چتر و کلاه و بارونی . آب از سر و کله و ریش و خشتکمون آویزون شد . چسبید . الان که رسیدیم خونه یه دو تایی عطسه پشت بندش زدیم که ایشالا در همین حد می مونه و سرما در ادامه نداره . چسبید ولی حسابی . فکر کن با اون حال و احوال رفتم تو فروشگاه افق کوروش . ملت یه جوری نگام می کردن انگار آدم فضایی می دیدن . خب بارونه بیرون . شما تجهیزات دارین برا خیس شدن .و چُسان فسانتون برا اینه آب بارون پاییز تصویر اچ دیتون و خراب نکنه به ما چه . ما خیس برگ و باد و بارون این پاییزیم که ته کشیده . تموم شد و رفت . حالا شما بگو خیس میشیم . خب بشیم. حال دلت چند؟

شاعر می گه:

 

بارون مياد جرجر، گم شده راه بندر ..
ساحل شب چه دوره، آبش سياه و شوره ..
آي خدا كشتي بفرست، آتيش بهشتي بفرست ..
جاده‌ي كهكشون كو، زهره‌ي آسمون كو ...
چراغ زهره سرده، تو سياها مي‌گرده ...
اي خدا روشنش كن،فانوس راه منش كن ..
گم شده راه بندر، بارون مياد جرجر ...
بارون مياد جرجر، رو گنبد و رو منبر ..
لك‌لك پير خسه، بالاي منار نشسه ...
لك‌لك ناز قندي، يه چيزي بگم نخندي ..
تو اين هواي تاريك، دالون تنگ و باريك ..
وقتي كه مي‌پريدي، تو زهره رو نديدي؟ ...
عجب بلايي بچه، از كجا مي‌يايي بچه ..
نمي‌بيني خوابه جوجه‌م، حالش خرابه جوجه‌م ...
از بس كه خورده غوره، تب داره مثل کوره ..
تو اين بارون شرشر، هوا سيا زمين تر ..
تو ابر پاره‌پاره، زهره چي كار داره ..
زهره خانم خوابيده، هيچ كي اونو نديده ..
بارون مياد جرجر، رو پشت‌بو‌م هاجر ..
هاجر عروسي داره، تاج خروسي داره
هاجرك ناز قندي، يه چيزي بگم نخندي ..
وقتي حنا مي‌ذاشتي، ابرواتو ور ‌مي‌داشتي ..
زلفاتو وا مي‌كردي، خالتو سيا مي‌كردي ..
زهره نيومد تماشا، نكن اگه ديدي حاشا ..
حوصله داري بچه، مگه تو بي‌كاري بچه ...
دومادو الان مي‌يارن، پرده رو ور مي‌دارن...
دستمو مي‌دن به دستش، بايد دارا رو بستش ..
نمي‌بيني كار دارم من، دل بي‌قرار دارم من ..
تو اين هواي گريون، شرشر لوس بارون ..
كه شب سحر نمي‌شه، زهره به در نمي‌شه ..
بارون مي‌ياد جرجر، رو خونه‌هاي بي در ...
چهار تا مرد بيدار، نشسه تنگ ديفار ..
ديفار كنده‌كاري،نه فرش و نه بخاري ..
مردا سلام عليكم! زهره خانم شده گم ...
نه لك‌لك اونو ديده، نه هاجر ور پريده، ..
اگه ديگه برنگرده، اوهو، اوهو چه درده! ...
بارون ريشه ريشه، شب ديگه صب نمي‌شه ..
بچه خسه مونده، چيزي به صب نمونده ...
غصه نخور ديوونه، كي ديده كه شب بمونه
زهره‌ي تابون اين‌جاس، تو گره مشت مرداس ..
وقتي كه مردا پاشن، ابرا زِ‌هم مي‌پاشن ...
خروس سحر مي‌خونه، خورشيد خانوم مي‌دونه ...
كه وقت شب گذشته، موقع كار و كشته ...
خورشيد بالا‌بالا، گوشش به زنگه حالا ...
بارون مي‌يادجرجر، رو گنبد و رو منبر ...
رو پشت بو‌م هاجر، روي خونه‌هاي بي‌در…
ساحل شب چه دوره، آبش سيا و شوره ...
جاده‌ي كهكشون كو، زهره‌ي آسمون كو ...
خروسك قندي قندي، چرا نوكتو مي‌بندي ...
آفتابو روشنش كن، فانوس راه منش كن ...
گم شده راه بندر، بارون مي‌ياد جرجر ..

+ الان شما فکر می کنی این و ملیحه شیش ساله از ورامین گفته  . ولی این شعر و استاد شاملو با اون صدای شگفت انگیزش گفته که دارمش رو کاست . می خوام بگم بعضی وقتا اسم و رسم که پشت یه اثر باشه حالا اون شعر هرچی چقدر بُرده برا اون آدم . البته که این شعر عشقه . پر از حس خوب و ناب بارونیه . در کُل عرض کردم . اصل مطلب و بگییر .