
فیلم جزیره ی آهنی رو دیدم. عجب فیلم شگفت انگیزی . دومین فیلم محمد رسول اف و اولین فیلمی که من از این کارگردان کار بلد می دیدم . محصول 1382 . کارگردانی که اکثر فیلم هایی که ساخته ممنوع الپخش شدن و هیج وقت اکران نشدن اما در خارج از کشور انواع و اقسام جوایز رو برده . چرا؟ جون کارگردان دغدغه مندی هست . کار گردانی که علاوه بر هنر خودش و مسول اون اثر هنری که می سازه می دونه و از فیلم هاش استفاده می کنه برای گفتن مشکلات اجتماعی سیاسی جامعه ش . کشورش . کارگردانی که کبریت بی خطر نیست و بدون ریسک فیلم نساخته که گربه شاخش نزنه .
بعد از این فیلم درجه یک بر آن شدم ! حتما همه ی فیلم های این کارگردان و پیدا کنم و ببینم .
داستان فیلم درباره یک نفت کش داغون هست که تو جنوب کشور برای خودش رها شده . اما این کشتی توسط یه پیرمرد قوی و مقتدر که به فکر آدم هاس در ظاهر و در باطن یه شیاد که فقط به فکر خودشه و دیکتاتور هست ره ب ری میشه ! این پیرمرد تصمیم می گیره مردمی که روی خشکی جایی برای زندگی ندارن و ساکن کشتی کنه تا بتونن اونجا زندگی کنن. اما یه عده که خودشون و صاحب کشتی می دونن و جزو مقامات میان که کشتی رو برای خودشون کنن و مردم و از روی کشتی بیرون کنن ..
داستان خیلی پر از استعاره و شگفت انگیزه . تو می تونی و می دونی که کشتی مثالیه از یه کشور که مردمش جایی برای زندگی ندارن و یه عده دنبال آواره کردنشون هستن ... و البته آدم های داخل کشتی که تشکیل یه جامعه ی سنتی و عقب افتاده رو میدن که نمی تونن جور دیگه زندگی کنن . اما وسط این جامعه یه نوجوون هست که یه تنه بلند میشه و طغیان می کنه .. عاقبتش؟ بهتره ببینی .
سکانسه از پوکه ی فشنگ گچ برای درس خوندن درست کردن و اون پسر بچه ای که هر روز چند تا ماهی اسیر شده رو نجات می داد و پیرمردی که بدون گرفتاری های اطرافش فقط منتظر اومدن منجی بود یکی از بی نظیر ترین نماهایی بود که تو یه فیلم ایرانی دیدم.
و چه بازی درجه یکی کرده بود علی نصیریان .
و عجب سکانس هایی و عجب پایان درجه یکی ... لذت بردم از دیدن فیلمی که به معنای واقعی کلمه سینما بود .
حتما و خیلی پیشنهاد میشه .