" فرمین گفت: ولی من متعلق به هیچ گروه و دسته‌ای نبوده و نیستم پدر. از نظر من پرچم‌ ها فقط چند پارچه‌ی ژنده‌ی رنگ‌ خورده‌ای هستن که تنها کاری که از دستشون برمی‌آد برانگیختن احساسات فاسد و متعصّب درون بشره. فقط دیدن یکی از اون آدم‌هایی که پرچمی رو به دور خودش پیچیده و در حال قی کردن اشعار حماسی یا به رخ کشیدن علائم و نشان‌ها یا تحویل دادن سخنرانی‌های مضحک ناشی از عقده‌های خودبزرگ‌ پنداریه باعث می‌شود که بلافاصله از اون مکان پا به فرار بگذارم و برم. من همیشه با خودم فکر کرده‌ام که هر انسانی که نیاز به پیوستن به یک گله رو با تمام وجود در خودش احساس می‌کنه باید به‌ ناچار بپذیره که خودش چیزی بیشتر از یک گوسفند نیست."

زندانی آسمان - کارلوس روئیث ثافون