" تقدیر را از ازل بر پیشانی آدم می نویسند، فقط هیچ آدمی سواد خواندنش را ندارد. حتی زمانی که لبخند زنان در آینه به صورت خویش خیره می ماند و آن کلمه های مبهمِ پُف کرده را می خواند باز هم نمی تواند بداند تورنه ای که بالای کوه خوابیده آن ابرهای در هم تفتیده چه توفانی در سر دارد.
نه! هیچکس نمی داند فردا که از خواب بیدار شد آیا دنیا همان جور است که او می خواست؟ یا جور دیگر؟ هر چیزی می تواند جور دیگری باشد. اما جور دیگری وجود ندارد. هر چیزی در این دنیا فقط یک جور است. این آدمها هستند که دیگرش می کنند جور دیگرش می بینند حتی عشق هم فقط یک جور است،جور دیگر ندارد. آدم ها رنگ و طعم دیگر بهش می زنند، لباس دلخواهشان را به تنش می بافند خیال می کنند فرق دارد، تَک است، یگانه است؛ یگانه و تنها.."
نام تمام مردگان یحیاست - عباس معروفی
+ [ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۵ ] [ ] [ جا مانده ]
|