فمینیست هستش.فمینبست درست.نه مثل این اگور پگوریای اینستا نشین. هر قشری خوب و بد داره دیگه.لذا نباید چشم بسته بگیم همه بدن.چون ایشون از فمینیست های خوب هستن. فهمیده ان به اصطلاح.سرشون به کانشون می ارزه .فرنگی هستن.سوئدی.لهجه ی بسیار زیبایی هم دارن. اسمشون هم میشد بگم که بنا به دلایلی اینجا نمی گم.
داشتم قصه شون و برای همه تعریف می کردن. داشتن می گفتن نوجوون بودن. همراه رفیقای دخترشون.عرض کردم که خودشون خانوم هستن. یه شب میرن خونه دوستشون. یعنی از این فازای گِریلز نایت.جمع میشن خونه یکی. با پیژاما و چس فیل و این صحبتا.بعد تعریف می کرد که قرار شده برای اولین بار پ-ن ببینن. از کجا جور کردن؟ میزبان از وسایل پدرش کش رفته بوده گویا. بعد میگه که نشسته بودیم.تلویزیون رو روشن کردیم.وی اچ اس تو دستگاه یهو دیدیم یه زن خوشگل و دلربا. لبا غنچه.کیوت همچون کهربا.سینه ها یکی قد هندوااااانه. البته ایشون گفتن واترملون.من برات دارم ترجمه ی سلیس وطنی می کنم قشنگ فحوای کلام برات جا بیوفته.بعد هیکل آااه. در حد تیم ملی.بعد چه کار می کنن این الهه زیبایی؟ دارن بل-جاب میدن. که خدا بل-جاب دهندگان را دوست می دارد.به کی؟ به یه مرده.چرا؟ چون که زیرا.پ-ن که چرا نداره مشتی.حالا چون تویی بهت میگم.چون که ماشینشون.یعنی ماشین زنه خراب شده بوده.بعد مرده اومده بوده کمکشون کرده بوده ماشینشون و درست کنن ایشونم به نشانه ی تشکر و قدردانی دارن "تَنک یو بِل-جاب" میدن. خدا خیرشون بده.
بله خانومه داشت تعریف می کرد.می گفت من به عنوان یه نوجوون واقعا ترسیده بودن صحنه رو که می دیدم.بعد بزرگ که میشه کم کم به فراموشی می سپاره.قلم چیه سوئد ثبت نام میکنه کنکور میده.دانشگاه خوب سراسریش قبول میشه و سال اول دوست پسر دار میشه و میره خونه ی دوست پسرش.حالا تو بگو اسم دوست پسرش شهاب.میخوام فحوای کلام و بگیری.خب؟ آره.شهاب یه شب میگه نگار من کیه؟ ایشون جواب میدن من.من.شهابم میگن پایه پ-ن هستی؟ طرفشم میگن بلی.نیکی و پرسش؟ بعد پسره پ-ن میذاره.بعد خانومه تعریف می کنه با خودش فکر کرده حتما دوران نوجوونی من آماده پ-ن نبودم که نتونستم لذت ببرم و ترسیدم و فلان.خلاصه دوباره میشینه می بینه. دوباره فضا همون.این بار مثلا لوله آشپزخونه ترکیده. تخلیه چاه میاد درست میکنه و بعدش "تنک یو بل-جاب" دریافت میکنه. نهایتا در پایان هم تخلیه چاهه رو صورت زنه ارض- میشه زنه هم خوشحال و خندانه.
خانومه داشت تعریف می کرد که آره من تو بغل شهاب.موقع دیدن این صحنه.دچار احساسات میکس شدم. قسمت فمینیست شخصیتیم احساس میکرد بهش خیانت شده و آزرده شده بود. قسمت اکتیویست شخصیتم عصبانی شده بود. قسمت ج-سی شخصیتم تحریک شده بود. ولی شی گرایی (اینکه تو پ-ن به زنان به چشم شی دیده میشه) موجود در پ-ن برام خیلی تلخ بود. تحریک شدنه برام شیرین بود. بالاخره کی بدش میاد،؟ آل- مردانه (آل-؟ -یر!) به اون بزرگی؟ ولی شی گراییه تلخ بود واسم. بعد می گفت مثل همه زن ها وقتی که نمیدونستم چه کسی رو باید متهم کنم.زدم دوست پسرم رو متهم کردم (بمیرم برای شهاب که پ-ن گذاشتی اون شب.به چه قصدی، ولی نرسیدی به مقصد حاجی) آره.میگه که عصبانی شدم.بعدش میگه لختی اندیشیدم و سفرم شروع شد.
ایشون تغییر رشته میدن. فکر میکنی چی میخونه؟ آورین. کارگردانی. بلی.کارگردانی میخونن. برای پایان نامه یکی از دروسشون که قرار بوده فیلم کوتاه بسازن یه فیلم میسازن. فیلم پ-ن. با خودش گفته که وقتی پ-ن اون چیزی رو که من می خوام نشون نمیده.احساسات یک زن رو اونجور نشون نمیده. عواطفشو نشون نمیده. به رسمیت نمیشناسه. من خودم آستین بالا میزنم. یه پ-نی می سازم که خود واقعی من رو نشون بده. لذا میشینه یه پ-ن کوتاه می سازه.اسمش و بعدا بیا یواشکی تو خصوصی بهت میگم.وقتی نود گرفتم ازت.آره فیلم و مجانی هم میذاره رو اینترنت. فیلمه گل میکنه.سر و صدا میکنه.همه حال میکنن باهاش.بعد میگه مادرم زنگ زده بود میگفت چه گهی داری میخوری؟ داری پ-ن درست میکنی؟ همسایه ها چی میگن؟ میگه ولی من این مسیر رو ادامه دادم. دلم می خواست به جای اینکه زن ها رو از پ-ن گرافی بیرون بیارم (تلاش بیهوده ای که سایر فمینیست ها میکنن) زن ها رو وارد پ-ن ایندا-تری کنم. ولی نه جلوی دوربین. پشت دوربین. به عنوان کارگردان. به عنوان فیلم نامه نویس. آستین بالا زدن. مرحبا بهشون.آورین. نتیجه کارشون هم میشه یه وبسایت .که آدرسش و ؟ آورین.تو خصوصی می دم.بعد نود که می دی.
بعد از وب سایتش میگه.یه وبسایته که مخصوص پ-ن های کارگردان هایی مثل ایشون.یا کارگردان های همفکرشون.هدفشون اینه که پ-ن و تولید کنن برای زن ها. پ-نی که تولید می کنن ظریف تره. نرم تره.سفید تره و گاهی عمیق تر حتی. الزاما هم فانتزی هاشون پاستوریزه نیست.مثلا کلی فیلم داره در ژانر به اشتراک گذاشتن همسر و روابط ضرب دری و غیره.ولی میشه گفت نگاهش یه طرفه نیست.تصویربرداری ها هنری تره. دیالوگ ها نسبتن عمیق تره.
خلاصه تهش که داشت صحبتاش و تموم می کرد .. آها یادم رفت بگم تو تِدتاک داشت صحبت می کرد. شعار تِدتاک هم اینه ایده هایی که ارزش به اشتراک گذاری و پخش کردن رو دارن به انگلیسی یعنی
ideas worth spreading.
خواهش می کنم.آره تو جمله ی آخرش شوخی می کنه و میگه من حس میکنم پ-ن برای زنان ایده ایه که worth spreading.بعد یه لحظه مکث میکنه و میگه your legs for.یعنی ارزشش و داره که پاهاتون و باز کنین براش.خواهشی که از تو دارم خلاصه اینه که پ-ن می خوای ببینی پ-ن درست ببین.عمیق ببین.و چیزای خوبش و پیدا کن.عین همون پرتقال آبداره رو توک درخت.این مسایل کارشناسی من و هرجایی پیدا نمی کنی قربونت.آره.
حالا شاید پیش خودت بگی نویسنده ی نارنجی سطور فوق چه جوری به این تِدتاک رسیده این نصفه شبه غمگین پاییزی؟ الان تو میتونی تصور کنی که اونقدری آدم -سخلی هستم که می شینم تِدتاک نگاه میکنم یا اینکه تصور کنی که بالاخره در جستجوی پ-نهای شبانه برای رهایی از افکار زاید به وبسایت این خانوم رسیده باشم و برام جالب بوده باشه و ازونجا به تدتاک رسیده باشم.خلاصه. اگه پارتنری داری که میخوای بهش پ-ن نشون بدی حتما این وبسایت رو پیشنهاد میکنم.روش دادن آدرسشم که عرض کردم.
تا پست کارشناسی و عمیق بعدی.شبت زیبا و غیر کاند-می.